تبليغاتX
می خوای خوشبخت بشی بیا تو !

می خوای خوشبخت بشی بیا تو !

مقالاتی در مورد عوامل موفقیت و سعادتمندی

آیا می دانستید یک عقاب پیش از آن که توفان همه چیز را خراب کند ، می داند که توفان در حال نزدیک شدن است؟
عقاب به ارتفاع بلندی پرواز می کند و منتظر باد می شود. وقتی توفان آغاز شد ، عقاب بالهایش را طوری تنظیم میکند که باد او را بالا ببرد ، بالاتر از توفان .
در حالی که توفان شدت می یابد ، عقاب خودش را به اوج می رساند ،ولی از آن نمی گریزد. از باد ، به سادگی برای بالا رفتن استفاده می کند و اوج می گیرد . وقتی توفان زندگی به سراغ مان می آید ما هم می توانیم با معطوف ذهن و باورمان به سوی خداوند ، اوج بگیریم. لزومی ندارد که توفان بر ما چیره شود. ما می توانیم اجازه دهیم نیروی خداوند ما را به بالا برساند.
خداوند ما را قادر می سازد که بادهای توفانی را که بیماری ، مصیبت ، شکست و ناامیدی را به زندگی مان می آورند ، کنترل کنیم. ما می توانیم بر فراز توفان اوج بگیریم .
به یاد داشته باشید، این مسئولیت سنگین زندگی نیست که ما را پایین می کشد بلکه نحوه مواجه شدن ما با آن هاست.
منبع: مجله موفقیت شماره125
+ نوشته شده در  86/06/16ساعت 8:47 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

اصول مهارت حل اختلاف

   
   

- صحبت کنید اما بدون پرخاش و توهین و تندی

حل اختلاف در زمان عصبانیت، حاصلی جز تخریب بیشتر نخواهد داشت. پس بهتر آنست که همیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد اقدام شود .

- منفی سخن نگویید

اگر برای وصل کردن قدم جلو می گذاریم، باید دقت کنیم از به کار بردن سخنان ناامید کننده و تحریک کننده و در مجموع منفی، خودداری نمائیم.

- در اولین قدم اختلاف ، آن را حل کنید

به محض احساس اختلاف یا سؤتفاهم، درصدد حل آن برآیید.چون اگر شامل مرور زمان شود، تبدیل به کینه و رنجش می شود. به خاطر داشته باشید صحبت و بازگو کردن ناراحتی ها و سوء تفاهمات ، کمک مؤثری برای رهایی از غم و اندوه است و حل اختلاف را نیز سهل تر می کند.

- از طرف مقابل خود یا طرفین اختلاف درخواست کنید تا خیلی سریع، وقت مناسبی را با هماهنگی یکدیگر ، برای حل اختلاف اختصاص دهند

- احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل بوجود نیاورید

چنانچه با طرف مقابل خود، دچار مشکلی شده اید یا برای حل اختلاف دیگران می خواهید اقدام نمایید، هرگز نباید به گونه ای صحبت کنید که دیگری یا دیگران را دچار احساس خجالت، گناه یا شرمندگی کنید. طعنه و کنایه را نیز باید از لحن و کلامتان حذف نمایید.

- نظر و عقیده خود را بیان کنید

ناراحتی خود را عنوان کنید و درباره اش سخن بگویید بدون آنکه قضاوت یا سرزنش کنید و حکمی صادر نمایید

- دیگر یا دیگران نیز حق دارند

به طرف مقابل خودت یا دیگرانی که با یکدیگر دچار اختلاف شده اند، اجازه کافی بدهید تا از ناراحتی ها و مشکلاتشان صحبت کنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشکلات، آماده تر می نماید.

- عذر خواهی مشکل نیست

در زمان حل اختلاف ، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یک جمله که حاکی از ندامت و عذر خواهی اوست، مسئله را ختم به خیر کند. " عذرخواهی" نه تنها فرد را کوچک نمی کند، بلکه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر اونیز می سازد. حال چنانچه لزومی به عذر خواهی هیچ کسی مشاهده نشد، توافق و به قول معروف ، کنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سؤ تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود.

- هربار فقط یک موضوع را مطرح کنید

برای هر مشکل، یک جلسه مشخص را اختصاص دهید، چرا که در صورت صحبت و طرح همه ناراحتی ها و مشکلات در یک جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلکه به لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتی ها ، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد گرفت. مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگی، خاصه ارتباط میان زن ها و شوهرها، اهمیت بسیاری دارد. ضمنا باید در نظر داشت که در این روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همکاری و تعادل، برای همگان امری لازم و واجب است.

 

+ نوشته شده در  86/06/06ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط بهروز  | 

همه شب نالم چون نی كه غمی دارم
دل و جان بردی اما نشدی يارم
با ما بودی بی ما رفتی
چون بوی گل به كجا رفتی
تنها ماندم تنها رفتی

چون كاروان رود فغانم از زمين بر آسمان رود
دور از يارم خون می بارم

فتادم از پا به ناتوانی
اسير عشقم چنان كه دانی
رهائی از غم نمی توانم
تو چاره ای كن كه ميتوانی
گر ز دل برآرم آهی
آتش از دلم خيزد
چون ستاره از مژگانم
اشك آتشين ريزد

چون كاروان رود فغانم از زمين بر آسمان رود
دور از يارم خون می بارم
نه حريفی تا با او غم دل گويم
نه اميدی در خاطر كه تو را جوبم

ای شادی جان سرو روان
كز بر ما رفتی
از محفل ما چون دل ما
سوی كجا رفتي؟

تنها ماندم ، تنها رفتی
چو ن بوی گل به كجا رفتی؟
به كجائی غمگسار من
فغان زار من بشنو بازآ

از صبا حكايتی ز روزگار من بشنو
بازآ بازآ سوی رهی
چون روشنی از ديده ما رفتی
با قافله باد صبا رفتی

تنها ماندم ، تنها ماندم.....

 

رهی معیری

+ نوشته شده در  86/06/04ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط بهروز  |