تبليغاتX
می خوای خوشبخت بشی بیا تو !

می خوای خوشبخت بشی بیا تو !

مقالاتی در مورد عوامل موفقیت و سعادتمندی

بهترین هفت سین سال : ۱-سلامتی ۲- ثروت ۳- سپید بخت بودن ۴- سربلندی ۵-سرور ۶-سرافرازی ۷-و سعادت را در سال جدید برای تمامی شما عزیزان در کلیه نقاط ایران و حتی دنیا که هستید آرزومندم. دوستدار شما بهروز

+ نوشته شده در  85/12/29ساعت 5:4 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

*اشخاص شاد با زندگی همراهی می کنند.!!!*اشخاص شاد فقط مثبت نمی اندیشند بلکه مثبت عمل می کنند.*اشخاص شاد آن چه را که احتیاج دارند طلب می کنند...

آیا تا به حال دقت کرده اید که بعضی افراد بدون توجه به مسائل و مشکلات , چقدر در سر زندگی و شاد بودن توانا هستند؟ تحقیقات نشان می دهد این حالت ذاتی یا خدادادی نیست بلکه یک مهارت است که این افراد ان را در خود پرورش داده اند . شما هم اگر بخواهید می توانید این مهارت را کسب کنید و زندگی خود را لبریز از شادی و نشاط سازید.

اشخاص شاد با زندگی همراهی می کنند.!!!
هر کسی تقدیری در زندگی دارد و این به عهده خودش است که با قسمت خود بجنگد یا با آن همکاری کند . اما ایا این حرف به این معنی است که فرد باید دراز بکشد و بگذارد زندگی روند خود را طی کند؟
مسلما نه! در عوض می تواند روشی در پیش گیرد که به بهترین وجه ممکن با مسایل مواجه شود و حداکثر تلاش خود را در این زمینه نشان دهد در ان صورت متوجه راه های جدیدی می شود و با کشف آن ها انرژی تازه ای کسب می کند . زندگی می خواهد شخص , تقدیر و سر نوشت خود را بفهمد آیا ترجیح نمی دهید به جای جنگ با زندگی کنار بیایید؟

اشخاص شاد فقط مثبت نمی اندیشند بلکه مثبت عمل می کنند.
مثبت اندیشی مسلما جای خودش را دارد. برای شاد بودن باید افکار خود را عوض کنید. اما منتظر از راه رسیدن احساسات نباشید. اشخاص مثبت دارای قدرت کنترل مستقیم بر چگونه عمل کردن و چگونه اندیشیدن خود هستند.
اگر می خواهید شخص شادتری باشید , شادمانه تر عمل کنید. اگر می خواهید شخص مهربان تر و با عاطفه تر عمل کنید. اگر می خواهید منش دوستانه تری داشته باشید دوستانه تر عمل کنید. احساسات پس از عمل کردن از راه می رسند.
اشخاص شاد آن چه را که احتیاج دارند طلب می کنند. همان طور که نعمت ها معمولا از آسمان به زمین نمی افتند, از شکایت کردن نیز چیزی عاید اشخاص نمی شود.
اگر به ظرب المثل هر چه بکارید همان را درو می کنید اعتقاد دارید پس به جای شکایت کردن به دنبال خواسته های خود بروید. این انتخاب شماست. می توانید به همین رویه ادامه بدهید, دیگران را متهم کنید و همچنان چیزی عایدتان نشود یا می توانید خیلی راحت آن چه را که خواهید طلب کنید.

اشخاص شاد مشتاق تغییر هستند.
ثابت ماندن و تغییر نکردن مخالف همه قوانین طبیعت است . اگر تلاش کنید که ثابت اتفاق بیفتید, در این صورت همیشه ناراحت خواهید بود اگر اجازه بدهید ترس از تغییر کردن شما را متوقف سازد , با محروم شدن از خواسته های خود موافق هستید شما می توانید بر این باور باشید که تغییر باعث آزار اشخاص می شود و در مقابل آن مقاومت به خرج دهید.
یا در عوض می توانید تغییرات را با آغوش باز پذیرا باشید و معتقد باشید که وجود آن ها به شما کمک خواهد کرد. همه این ها بستگی به این موضوع دارد که تصمیم بگیرید کدام عقیده را باور کنید.

اشخاص شاد به خود اجازه شکست خوردن نمی دهند.
شکست به این معنی نست که هیچ گاه به هدف خود نرسید و یا دلیلی بر دست کشیدن از هدف نیست به هدف دست نیافتن تنها یک معنی دارد: شما به تمرین و تجربه بیشتری احتیاج دارید و مشتاق اشتباه کردن باشید و تسلیم نشوید. اجازه ندهید یک شکست شما را به گونه ای تحت تاثیر قرار بدهد که همه تلاش های خود را از بین ببرید و درست مثل یک دونده لذت به خط پایان رسیدن را حس کنید.

اشخاص شاد در زمان حال زندگی می کند.
اگر نسبت به لحظه حال آگاه هستید و در کنار آن منتظر آینده نیز هستید قادر خواهید بود تا از فرصت ها سود ببرید. اگر با خودخوری غم گذشته را می خورید چشمانتان به روی امکانات و فرصت های حال بسته خواهد بود در عین حال نفع اینده را نیز از دست خواهید داد .
زندگی شاد محصول زندگی کردن در لحظه حال است که اگر از آن خوب استفاده بشود تکیه گاه و ضریب اطمینانی برای داشتن آینده ای خوب و فوق العاده است. اشخاص فقط با آن چه که امروز انجام می دهند می توانند آینده خود را تحت تاثیر قرار دهند.

اشخاص شاد برای اینده برنامه ریزی می کنند.
انسان های شاد می دانند باید تسلط داشتن بر زندگی را تمرین کنند و بر زندگی خود کنترل داشته باشند تا در برابر احساساتی مانند قربانی بودن یا بی دفاع بودن مقاوم باشند. برنامه ریزی در جهت درست انجام دادن کارها امری ضروری است نه این که وقت خود را بر هر چیزی که توجه فرد را به خود جلب می کند, صرف کند. برای آن چه که برایتان مهم است برنامه ریزی کنید و تصمیم بگیرید تا وقت پول انرژی و منابع محدود خود را برای آن صرف کنید.

+ نوشته شده در  85/12/29ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

* خود را بشناسید. * به خودتان ارزش بدهید و به خود اعتماد داشته باشید. * بیش از حد توانتان کار نکنید. * از افراد منفی دوری کنید....

1- خود را بشناسید
امروزه پیشنهاد سقراط که در قر ن پنجم قبل از میلاد که در آن متنی بر خودشناسی ارایه شد به قوت خود پا برجاست.
اهداف احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با آرامش با آنها برخورد نمایید. خواه از طریق مطالعه , خواه از طریق اندیشیدن و تفکر, سعی منید بعضی راه های که باعث شناخت شما از خودتان و اینکه چه چیزهایی شما را خوشحال می کند پیدا کنید.
چنانچه به این توصیه عمل کنید , بهتر قادر به کنترل زندگی و مشکلات پیش روی خود خواهید بود.

2- به خودتان ارزش بدهید و به خود اعتماد داشته باشید.
ممکن است سخت به نظر برسد اما سعی کیند رفتارتان گویای این باشد که از خودتان مواظبت می کنید.
حتی اگر همیشه احساس عدم اطمینان می کنید , برخورد و رفتار مثبت را به دنیای اطراف هدیه دهید. برخورد مردم با شما متاثر از رفتار و پوشش شماست.
بنابراین خود ارزشی و خود اعتمادی را به نمایش بگذارید تا احترام را برای شما به ارمغان آورد.

3- بیش از حد توانتان کار نکنید
همه ما با سخت کوشی , خواهان تامین امنیت و رفاه خانواده مان هستیم. اما مهم این است که تعدل را در زندگی حفظ کنیم.
معمولا آن چه از نظر مالی دنبال می کنیم با آن چه که تحقق می یابد یکسان نیست. اگر برای شما تامین معاش مهمتر از صرف وقت با عزیزان یا لذت بردن از زندگی است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری کنید. سعی کنید برقراری تعادل را از کسی که بین زندگی شغلی و خانوادگی اش این توازن را ایجاد کرده بیاموزید یا اینکه با خانواده یا دوستانتان راج به تاثیرات شغلی تان بر روی آن ها صحبت کنید.

4- از افراد منفی دوری کنید
از ارتباط مسموم که در شما احساس ناراحتی , عصبانیت یا نا امنی می کند اجتناب کنید. ممکن است سخت به نظر آید اما ارتباط خویش را باکسانی مه برای شما افسردگی به ارکغان می آورند به حداقل برسانید, کسانی که اکثرا محبتهای دریافتیرا بدون پاسخ می گذارند و یا کسانی که دائما از شما انتقاد می کنند.
صداقت سخنان چنین افرادی را مورد ارزیابی قرار دهید تا ببینید که میزان حقایق موجود در سخنانشان تا چه حد بر اساس ارتباطی مثبت و خوش بینانه است. اگر کسانی شما را تحت فشار روانی قرار می دهند صریحا از آنها بخواهید شما را رها نمایند.

5- مثبت فکر کنید
سعی کنید از حداکثر توانایی هایتان استفاده کنید و به قدرت خویش اتکا کنید. علایق شخصی تان را با مطالعه و گذراندن کلاسها توسعه دهید.
علایق جدید را امتحان کنید و شکست هایتان را به کار گیرید. همه ما بخشی از اوقاتمان را از دست داده ایم اما افراد موفق از شکست هایشان درس آموخته اند و مغلوب شکست شان نشده اند.
اگر شما توانایی هایتان را به خوبی توسعه دهید و نقش مثبتی داشته باشید واقعا قادر به تغییر موقعیت های منفی به موقعیت های مثبت خواهید بود.

6- ورزش ورزش ورزش
یک رژیم غذایی مناسب و قدری فعالیت بدنی روزانه , اعم از اینکه پیاده روی آرام باشد یا کار بیرون, فشار و اضطراب را تخفیف می دهد و روحیه را شاداب نگه می دارد.
ورزش و تمرینات بدنی, افراد را از احساس برتری طلبی رهایی و توانایی های سرکوب شده ذهن را ترقی می دهد. همین امر منجر به جلوگیری از افسردگی می شود. برای اشخاص متفاوت ورزشهای مناسب آنها وجود دارد.
تمرینات کششی و یوگا برای تخفیف فشار بسیار مناسبند. بعضی تمرینات نی تواند به رفع عصبانیت کمک کنند. البته ورزش بیرون از منزل فواید مضاعفی دارد, نور آفتاب در بهبود روحیه و تخفیف افسردگی کمک موثری محسوب می شود.

7 -بخشی از اوقاتتان را تنها بگذارید.
لذت از جمع دوستان و تنهایی دو بخش از زندگی اند که برای تقویت روحیه بسیار مهم اند. برای معنا بخشیدن و ایجاد شور در زندگی به دیگران کاملا مشروط به وجود دیگران باشد. علاوه بر گذراندن 20 دقیقه در حمام , گوش دادن به موسیقی یا خروج از منزل به قصد لذت بردن از طبیعت , زمانی برای لذت بردن از تنهایی خویش صرف کنید.
چنانچه این امر را سخت یافتید ممکن است با توسل به اجتماع از مشارکت در موضوعات مهم دوری کنید.

8- به دیگران کمک کنید و اجازه دهید دیگران به شما کمک کنند.
وقتی مشکلاتتان طاقت فرسا به نظر می رسد نشان دهید که کمک دیگران می تواند اضطراب و دلواپسی شما را بر طرف کند, بنابر این مشکلاتتان را کاملا در منظر دیگران قرار دهید. کمک بلا عوض در مسائل اجتماعی یا کمک به دوستان نیز می تواند به سود شما تمام شود.
اگر در مقابل کمکی کخ دریافت کرده اید به همان میزان به دیگران مساعدت نمایید دامنه مناسبی از دوستان و اقوامی را بسط داده اید که شریک اوقات خوش شمایند و مدد کاران زمان تنگی و سختی تان.

9- ارتباط و مراودات
با روشی روشن و در عین حال همراه با آرامش و متانت , احساساتتان را به خانواده , دوستان و مدرسه تان بیان کنید و با دقت کامل به جواب آن ها گوش فرا دهید. هرگز خود را تحت فشاری که ناشی از عدم بیان احساساتتان است قرار ندهید. چرا که این فشار , انفجار ناگهانی در پی خواهد داشت و دیگران بدون کوشش و تلاشی شما را خواهند شناخت.
عصبانیتی را که باعث پریشانی و دانستن نقاط ضعف شما می شود کنترل کنید. هرگز اجازه ندهید دیگران ذهن شما را بخوانند.

10- موقع احتیاج , کمک بطلبید
افرادی را پیدا کنید که هنگام مشکلات بتوانند با آنها مشورت کنید .چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده , مشکلاتتتان همچنان طاقت فرسا جلوه می نماید و احساس عدم آرامش می کنید , با مشاورینی صحبت کنید
که خواهان کمک و یاری به شمایند. اگر احساس عدم امنیت , نگرانی یا ناراحتی و پریشانی می کنید فورا از یک مشاور متخصص کمک بطلبید.

+ نوشته شده در  85/12/27ساعت 7:35 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

استرس می تواند به سلامت انسان آسیب برساند و در صورت عدم آشنایی با روش های مقابله با آن یا یک مشکل یا بیماری موجود را بدتر کند.

استرس پاسخ بدن برای دفاع از خود است. این طبیعت بدن در فوریت ها مانند کنار رفتن از سر راه ماشینی که بسرعت نزدیک می شود ، خوب است اما اگر به مدت طولانی ادامه پیدا کند اثرات سوئی بر بدن اعمال می کند بطوری که ممکن است بدن به هر محرک و تغییر عادی در زندگی روزانه عکس العمل نشان دهد.
در این شرایط ممکن است حتی زمانی که ماشینی به شما نزدیک می شود و علیرغم اینکه می خواهید از سر راه آن کنار بروید قادر به این کار نباشید.علت ایناست که بدن شما پیوسته در حال واکنش است و جایی برای نگهداشتن این همه انرژی اضافی ندارد و لذا دچار اضطراب ، نگرانی و عصبی می شوید.چه عواملی باعث استرس می شوند؟هر نوع تغییر اعم از خوب و بد می تواند باعث ایجاد تنش در شما شود. عوامل استرس زا برای افراد مختلف فرق می کند.
برای مثال بازنشستگی ممکن است برای شخصی استرس زا باشد در حالیکه دیگری را دچار استرس نکند.بطور کلی هر رویدادی که نوعی تغییر وضعیت باشد و تاثیر جدیدی بر زندگی داشته باشد ممکن است استرس زا باشد.این تغییرات شامل تغییر یا از دست دادن شغل ، بیماری ، از دست عزیزان ، ازدواج یا طلاق ، پیشرفت شغلی ، صدمه دیدن ، مشکلات مالی ، جابجایی ، بچه دار شدن و بسیاری علل دیگر می باشد.
استرس چه تاثیری بر سلامت می گذارد؟مسلما استرس می تواند به سلامت انسان آسیب برساند و در صورت عدم آشنایی با روش های مقابله با آن یا یک مشکل یا بیماری موجود را بدتر کند. علائمی که به هنگام استرس بروز می کند عبارتند از :اضطراب ، کمر درد ، یبوست یا اسهال ، خستگی یا رخوت ، سردرد ، فشار خون بالا ، بی خوابی ، مشکل در روابط با دیگران ، تنگی نفس ، گرفتگی گردن ، ناراحتی معده ، از دست دادن یا افزایش وزن ، احساس غم واندوه يا گريه زياد، از دست دادن علاقمندي به امور ، احساس گناه ، نااميدي يا پوچي فکر در باره مرگ يا خودکشي ، خواب زياد يا عدم توانائي براي به خواب رفتن و يا در خواب ماندن ، مشکل در عطف توجه به امور و تصميم گيري ، و دچار شدن به دردهائي که با درمان بهبود نمي يابند.چگونه با استرس مقابله کنیم؟
افسردگي را مي توان با مشاوره ، دارو و يا به کمک هردو روش درمان کرد. مراقبت مناسب ، ورزش منظم و خوردن غذاهاي سالم نيز حائز اهميت است.در صورت شديد نبودن افسردگي ممکن است مشاوره به تنهائي موثر واقع شود.- خود را از ديگران جدا نکنيد با افراد مورد علاقه و دوستان ، راهنماي مذهبي ، و پزشک خاوادگي تان در ارتباط باشيد.- در اين دوران از اخذ تصميمات مهم زندگي (مثلا در باره جدائي يا طلاق) خودداري کنيد.شايد نتوانيد درست فکر کنيد بنابراين تصميمات درستي نخواهيد گرفت.- بخاطر افسردگي ، خودتان را سرزنش نکنيد.شما مسبب آن نيستيد.- از اينکه هم اکنون احساس خوبي نداريد نااميد نشويد. صبور باشيد.- تسليم نشويد.- هر روز ورزش کنيد تا انرژي بيشتري کسب نموده و احساس بهتري داشته باشيد.- رژيم غذائي متعادل و سالم داشته باشيد و سعي کنيد به اندازه کافي بخوابيد.- طبق دستور پزشک براي مشاوره مراجعه کنيد و يا داروهاي توصيه شده را مصرف نمائيد.
در صورت عدم مصرف صحيح و به موقع ، داروها تاثيري نخواهند داشت.- اهداف کوچکي را براي خود تعيين کنيد چراکه ممکن است انرژي کمتري داشته باشيد.- خود راتشويق کنيد.- هر چه مي توانيد در مورد افسردگي و درمان آن کسب اطلاع کنيد.- در صورت خطور افکار خودکشي به مغزتان فورا پزشک کعالج و يا مرکز بهداشت محلي را مطلع سازيد.افسردگی چگونه درمان می شود؟داروهای ضد افسردگی نیز مانند اکثر داروها مي توانند اثرات جانبي داشته باشند اما همه افرادي که اين داروها را مصرف مي کنند به اثرات جانبي دچار نمي شوند.اثرات جانبي به نوع داروي انتخابي توسط پزشک بستگي دارد.
برخي از اين داروها باعث خشکي دهان ، يبوست ، ديد تار ، احساس خلاء ، مشکلات مثانه ، خستگي ، خواب آلودگي ، سرگيجه ، لرزش دست ، تپش قلب يا افزايش وزن مي شوند. اگر يکي از اثرات جانبي دارو موجب آزار بيمار شود لازم است با پزشک در اين مورد صحبت کند.با تاثير دارو فرد بهتر به خواب مي رود.اشتها و انرژي بيشتري خواهد داشت.
در باره آينده نيز احساس بهتري مي کند. کمتر غمگين مي شود و تصميم گيري برايش آسانتر مي شود.در عرض يک هفته پس از شروع مصرف دارو متوجه روند بهبود خواهد شد اما احتمالا تا حدود 8-6 هفته همه اثرات را نمي بيند.اين امر بستگي به ميزان افسردگي فرد دارد. اگر اولين بار باشد که دچار افسردگي مي شود احتمالا پزشک به مدت شش ماه دارو ثجويز مي کند.اگر بریا بار دوم دچار اين حالت شده حدودا يک سال دارو توصيه مي شود اما در صورتي که سومين يا چهارمين تجربه افسردگي باشد شايد براي چند سال بايد دارو مصرف شود تا افسردگي مجددا بازنگردد.برای کاهش استرس چه کنیم؟
اولین اقدام تشخیص به موقع علائم است. اولین نشانه های هشدار دهنده استرس شامل احساس فشار در شانه و گردن ، یا گره کردن مشت است.اقدام بعدی انتخاب روش مقابله با آن است. یک راه ، اجتناب از آن عاملی است که بنظر می رسد عامل استرس باشد.
اما اغلب چنین چیزی ممکن نیست.راه دوم تغییر نحوه واکنش به استرس است که معمولا بهترین راه محسوب می شود. به هر حال راهکارهایی برای مقابله با استرس وجود دارند که به برخی از آنها اشاره می شود :- نگران آنچه در کنترل شما نیست ، نباشید.- برای موقعیت هایی که می دانید استرس زا هستند مانند یک مصاحبه شغلی ، خود را آماده کنید.- هر گونه تغییری را تنها یک تغییر در نظر بگیرید و آن راتهدیدی بر زندگی بشمار نیا ورید.- بکوشید کشمکش هایی که بین شما و دیگران وجود دارد را بر طرف کنید.- در صورت مشاهده علائم از خانواده ، دوستان نزدیک و یا پزشک کمک بخواهید.- برنامه ورزشی منظمی را دنبال کنید.- رژِیم غذایی سالم و خواب کافی داشته باشید.- با روابط اجتماعی بیشتر ، سرگرمی و ورزش گروهی خود را از شرایط استرس زا دور کنید.

+ نوشته شده در  85/12/27ساعت 7:31 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

شكسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده

دانشجوي زيست شناسي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل خواهد يافت
دانشجوي آمار : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است
دانشجوي فيزيك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا اصطكاك بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است
دانشجوي حسابداري : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، رسيد انبار صادر كن و اگر نه ، برايش اعلاميه بدهكار بفرست
دانشجوي رياضي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن
دانشجوي كامپيوتر : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، از دستور كپي - پيست استفاده كن و اگر نه بهتر است كه ديليت اش كني
دانشجوي خوشبين : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن... نگران نباش بر مي گردد
دانشجوي عجول : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر در مدت زماني معين بر نگشت فراموشش كن
دانشجوي شكاك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟
دانشجوي صبور : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد

+ نوشته شده در  85/12/27ساعت 7:27 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

یك تصویر خاص از مقصد مسیر خود در ذهن تان ترسیم كنید. هر اندازه این تصویر مشخص تر و خاص تر باشد امكان دستیابی شما به آن بیشتر خواهد بود.

1. رویاهای بزرگی در سر داشته باشید. افكار بزرگ زندگی شما را متحول خواهد ساخت
2- یك تصویر خاص از مقصد مسیر خود در ذهن تان ترسیم كنید. هر اندازه این تصویر مشخص تر و خاص تر باشد امكان دستیابی شما به آن بیشتر خواهد بود.
3- به گونه ای رفتار كنید كه گویی شما مالك كسب و كارتان میباشید. ولو آنكه برای شخص و شركت دیگری كار میكنید. این نگرش شما بذرهای موفقیت و استقلال شغلی را در سرنوشت شما خواهد كاشت.
4- شغل خود را دوست داشته باشید. چنانچه به آن علاقه مند نمیباشید آن را رها كنید. با "نه" گفتن به شغلی كه تنها برای پول انجامش میدهید شغل دلخواه خود را همچون آهن ربا جذب خود خواهید كرد.
5- یك گروه خوش فكر تشكیل دهید. با افرادی كه متعهد به ایجاد یك شغل بزرگ هستند جلسه تشكیل دهید. اندیشه ها و ایده های خود را با یكدیگر در میان بگذارید و از یكدیگر پشتیبانی كنید.
6-همواره ضوابط اخلاق كاری را رعایت كنید.
7- پیشرفت و بهبودی دائم و بی وقفه در شغل خود را سر لوحه اعمال خود قرار دهید. همیشه به علم خود بیفزایید.
8- به شغل خود بعنوان یك خدمت رسانی بنگرید. یاری رساندن به دیگران كسب و كار شما را رونق خواهد بخشید.
9- از تمام جزئیات و ریزه كاریهای شغل خود آگاهی یابید. این پیشه شماست.
10- مترصد فرصتها باشید. هر لحضه ممكن است بر در شما بكوبد. آیا شما آماده هستید؟
11- تناسب اندام خود را حفظ كنید. ذهن توانمند جسم نیرومندی پدید می آورد. بدن ضعیف معلول ذهن ضعیف میباشد. سلامت جسمانی و روانی شما اساس موفقیت شما در زندگی میباشد.
12- زندگی خود را اولویت بندی كنید. ابتدا كارهای مهم تر را به انجام رسانید.
13- پیش از آنچه مشتری انتظار دارد به وی خدمت ارائه دهید. این عمل اعتماد سازی كرده و مشتریان شما را افزایش میدهد.
14- فرد منظبطی باشید. زندگی خود را از فعالیتها و افرادی كه موجبات پیشرفت و بالنگی شما را فراهم می آورند، پر كنید. فعالیتهایی كه بر زندگی شما اثر منفی می گذارند را از خود دور سازید.
15- نخست به خودتان پرداخت كنید. این نخستین قانون متمولان است. پس انداز را هیچگاه فراموش نكنید.
16- هر از چند گاهی تنهایی را تجربه كنید. در زمان تنهایی به ندای درون و اندیشه های ذهن خود گوش فرا دهید و برنامه ریزیهای خلاقانه كنید.
17- بسوی برتری گام بردارید. بهترین را ارج دهید و به كمتر از آن قانع نباشید.
18- صداقت و درستكاری بهترین سیاست است. خود و خواسته های خود را بشناسید و آنها را همیشه صادقانه بیان دارید.
19-در روند تصمیم گیری سریع عمل كرده و در تغییر آنها كند و آهسته باشید.
20- شكست گزینه شما نخواهد بود. تمام افكار شما باید بر موفقیت متمركز باشد. شما باید موفق گردید.
21- در دستیابی به اهدافتان مصمم باشید. پافشاری سرسختانه اعتماد بنفس شما را تقویت كرده و شما را به پیروزی نهایی نزدیك میكند.
22-بر خلاف جریان آب شنا كنید.هیچگاه از ایده ها،عقاید و رویكردهای نو نهراسید.
23-بروی فرصتها تمركز كنید و نه بروی موانع.
24- سه عنصر ترس، پشت گوش اندازی و تنبلی را از زندگی خود بیرون اندازید.
25-به خاطر داشته باشید اغلب افرادی كه در كنار شما زندگی میكنند از پیشرفت و ثروتمند شدن شما خوشنود نخواهند شد و ممكن است در این مسیر مرتبا شما را از دستیابی به اهدافتان دلسرد سازند. تنها به اهداف خود بیندیشید و آنها را نادیده بگیرید.
26- یاد بگیرید خودخواه باشید. خودخواهی به معنی نادیده گرفتن حقوق دیگران نیست. بلكه به مفهوم ارج نهادن به خواسته ها و آرزوهای خودتان و مقدم دانستن آنها بر خواسته های دیگران است.
27-حال اگر فرد بد شانسی نباشید حتما پولدار میشوید

+ نوشته شده در  85/12/25ساعت 9:53 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

می دونید به نظر من (البته اولش نظر من نبود بعداْ نظر من شد !) ۲ تا احساس هستش که بیهوده ترین نوع احساسات است . ۱- غصه خوردن برای اتفاقی که افتاده ۲- نگرانی برای مسئله یا اتفاقی که قرار هستش در آینده رخ بده

هیچ وقت خودتون رو در گیر این ۲ تا احساس نکنید منم دارم سعیمو می کنم.

+ نوشته شده در  85/12/25ساعت 9:47 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

موضوع اصلی این نیست که تو خنده را انتخاب کنی یا خشم را – مهم این است که کدام یک لحظات تو را مملو از شادمانی می کند و کدام یک اوقاتت را در غصه تباه.
+ نوشته شده در  85/12/25ساعت 9:40 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

سلام دوستان عزيز الن يك هفته اي ميشه كه اين وبلاگ وارد دومين سال زندگي خودش شده شايدم دومين سال زندگي واقعي من . اميدوارم مطالب اين وبلاگ از ۱۹/۱۲/۸۴ تا به اين لحظه تونسته باشه شما رو راضي نگه داره . و تونسته باشيد حتي از يك نكته خيلي كوچك اون استفاده كرده باشيد . شايد مطالب اين وبلاگ تا يه مدت كوتاه ديگه از طرف من آپديت بشه ولي سع من اينه كه اين وبلاگ پا برجا بمونه حالا چه ردم تو قسمت نظرات نظر بدن يا كه نه ولي من سعي خودم رو مي كنم.در ضمن از لینا خانوم به خاطر کمک هاشون و این که دوست دارند زندگیشون رو عوض کنند واقعاْ ممنونم.                 

                                                                                              دوست كوچيكتون بهروز

+ نوشته شده در  85/12/24ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط بهروز  | 

شوك روحي، ناباوري، نااميدي، عصبانيت و آرامش عكس العملهايي هستند كه معمولاً بعد از مرگ يكي از عزيزان يا حتي قطع يك رابطه دوستي(احساسي) بروز مي كنند.

شدت غمگيني و مدت آن مي تواند بسته به ماهيت رابطه و نحوه از ميان رفتن آن، به عنوان مثال، مرگ، طلاق، خاتمه دوستي و يا حالات بسيار متفاوت ديگر باشد. مرگ كودك مي تواند براي خانواده اش غم سنگيني باشد اما در عوض، مرگ فرد سالخورده اي كه زندگي طولاني، شاد و سلامتي را سپري كرده است، احتمالاً براي اقوام جوانتر و فاميل دور سبك خواهد بود، در حالي كه ممكن است اين مسئله براي همسر همان فرد تكان دهنده و بسيار سخت باشد.
به اعتقاد پژوهشگران تجربه غم و اندوه در چهار مرحله رخ مي دهد. مرحله اول وارد شدن ضربه روحي و ناباوري است و در پي آن مرحله دوم درد شديد از دست دادن را احساس مي كنيم، مرحله سوم شامل حالت خشم و احساس گناه است و در مرحله نهايي حالت روحي فرد روبه بهبود نهاده و تعادل روحي خود را به دست مي آورد.
ممكن است نتوان بين مراحل بعدي به طور كامل تمايز قايل شد، همچنين افراد مختلف در اين موارد احساسات متفاوتي دارند. اگرچه، درك روند معمول غمگيني مي تواند ما را در فهم احساسات شديد و در بعضي موارد متضاد كه به هنگام سوگواري در خود مي يابيم، ياري دهد. همچنين به اين ترتيب مي توانيم از دوستان و نزديكان خود، در چنين مواردي حمايت كنيم وآنها را ياري دهيم.

حقيقت ندارد!
هنگامي كه جدايي ناگهاني است، مثلاً فردي از دنيا مي رود و يا حتي يكي از طرفين(زن يا شوهر) اظهار تمايل به جدايي مي كند، عكس العمل فوري ما چيزي جز شوكه شدن و حالت ناباوري نمي باشد. البته اين مرحله كاملاً كوتاه (موقت) بوده و به طور معمول براي چند روز يا حداكثر يك هفته ادامه مي يابد. معمولاً علائم جسماني نظير حالت تهوع، سردرد و بالا رفتن ضربان قلب و تنگي نفس نيز به همراه اين حالت شوكه شدن(ضربه روحي) بروز مي كند. شدت اين علائم جسماني مربوط به غيرمنتظره بودن واقعه مي شود. برخي افراد نيز احساس كرختي و بي حسي را به همراه اين حالت تجربه كرده اند، مراسم تدفين به افراد سوگوار كمك مي كند كه اين ضايعه را پذيرفته و به مرحله بعد بروند.


عصبانيت حاصل از دست دادن فرد به دنبال رفع ضربه روحي و پذيرفتن آنچه اتفاق افتاده است، درد و رنج روحي و معمولاً جسمي شديدي به فرد عارض مي شود. بسياري روانشناسان بر اين باورند كه اين مرحله يك بخش بسيار ضروري و مؤثر در تجربه غم و اندوه است. تا زماني كه رنج و ناراحتي خود را نشان ندهيم، حقيقت از دست دادن كسي را باور نمي كنيم. بسياري از بازماندگان گريه هاي شديد، بي تابي، بي خوابي، بي اشتهايي و كاهش وزن را تجربه مي كنند. فرد مصيبت زده(سوگوار) نياز به حمايت شديد روحي، رواني در اين دوران دارد. از آن جا كه مردم نمي توانند در اين احساسات شديد فرد سهيم باشند، شخص سوگوار معمولاً از حمايت روحي لازم براي طي هرچه سريعتر اين دوران برخوردار نمي شود و اين وضع مي تواند از چند هفته تا چند ماه ادامه ياد. فقط نبايد فرد سوگوار را خيلي تنها گذاشت.

احساس بي كسي
در مرحله سوم، عصبانيت و احساس گناه دو احساس اصلي هستند كه به سراغمان مي آيد. در بعضي موارد اين خشم متوجه فرد مرده و يا كسي مي شود كه ما را ترك كرده است.
بعضي اوقات هم ناراحتي خود را به سر ديگران، به خصوص افراد خانواده و يا دوستان و يا كساني كه به نحوي با قطع اين رابطه مرتبط بوده اند، خالي مي كنيم. كساني كه اعتقادات مذهبي دارند، ممكن است ناراحتي خود را متوجه خدا نمايند كه اجازه داده است چنين اتفاقي بيفتد. خشم و عصبانيت احساسي است كه سراغ بسياري افراد در حالات مختلف مي آيد. ممكن است از احساس خشم نسبت به فرد متوفي احساس گناه بنمائيم. معمولاً احساس سردرگمي و شرمساري مي كنيم، افسرده مي شويم و از جمع دوري كنيم، به خصوص در صورتي كه نتوانيم اين احساسات خود را آزادانه بيان كرده و تصديق كنيم. در حالي كه نزديكانمان مي توانند خود نقش مهمي را در بيان آزادانه احساساتمان داشته باشند، بايد ا ين نكته را مدنظر داشته باشند كه ممكن است در معرض خشم ما قرار بگيرند. در اين مرحله، فرد سوگوار ممكن است كساني را كه بيش از همه به آنان نياز دارد از خود دور كند. برخي افراد دچار حالت غمگيني دايمي(مزمن) شده و بايد تحت درمان تخصصي قرار بگيرند تا از اين مرحله بيرون آمده و به مرحله بعد كه بازيابي تعادل روحي و رواني است پيش بروند.

بهبود و بازيابي (تعادل روحي)
هرچقدر غم و اندوهمان سنگين باشد، باز هم زماني فرا مي رسد كه اميد به زندگي در ما بيدار مي شود.
انرژي روحي كه در روابط گذشته خود ذخيره كرده ايم بايد از نو در قالب دوستي ها و روابط جديد پي ريزي شود. ممكن است بسيار آسيب پذير شده و به سرعت ناراحت شويم و برقراري ارتباط مجدد برايمان دشوار باشد.
ممكن است پذيرفتن اين حالت روحي براي خانواده و دوستان سخت باشد. آنان نيز از دست دادن را تجربه كرده اند. فرد بازمانده بايد متوجه باشد كه برقراري رابطه جديد مي تواند به عدم وفاداري نسبت به فرد مرده تعبير شود و ممكن است به درگيري ميان ساير بازماندگان منجر شود. بايد اين احساس را آشكار و در مورد آن صحبت كرد. به مرور زمان، فرد سوگوار مي تواند با لذت به گذشته نگاه كند و بخشهاي شاد و جالب روابط گذشته خويش را به ياد آورد. ممكن است حتي در زماني كه روابط جديد احساس شادي و آرامش به ما مي دهند، باز هم دچار احساس از دست دادن باشيم، زيرا هركس به نوبه خود بي همتا است و با مرگ فرد مورد علاقه و يا ترك، نمي توانيم جايگزيني براي او بيابيم، اما احساس شادماني و رضايت از اوقات خوشي را كه با يكديگر سپري كرده ايم، در نهايت غالب خواهند بود.

+ نوشته شده در  85/12/23ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

آموخته ام که : هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نکنم.*  آموخته ام که : انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند.

آموخته ام که : هميشه هميشه بخندم.
آموخته ام که : هرگز نگذارم کسي عصبانيتم را ببيند.
آموخته ام که : به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم.
آموخته ام که : هرگاه که ترسيده ام ، شکست خورده ام.
آموخته ام که : غرور انسان ها را هرگز نشکنم.
آموخته ام که : هرگز وابسته کسي نباشم.
آموخته ام که : زمان زيادي نياز است تا من به آن شخصي تبديل شوم که آرزويش را دارم .
آموخته ام که : يا تو رفتارت را کنترل مي کني يا رفتار تو را کنترل مي کنند .
آموخته ام که : گاهي اوقات از کساني که انتظار دارم در هنگام شکست مرا ياري کنند ، سخت ترين ضربه را خواهم خورد.
آموخته ام که : گاهي اوقات حق دارم عصباني شوم اما اين حق را ندارم که ظالم و ستم کار باشم .
آموخته ام كه : اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي آن را ارسال كنم
آموخته ام که : زندگي را از طبيعت بياموزم ،
چون بيد متواضع باشم ،
چون سرو ، راست قامت،
مثل صنوبر ، صبور ،
مثل بلوط مقاوم ،
مثل رود ، روان ،
مثل خورشيد با سخاوت و
مثل ابر با كرامت باشم .

دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند.
دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.
دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند.
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.
دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد.
دوست واقعي زودتر به کمک تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند.
دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود.
دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟
دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.
دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکندو منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني.
دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند.
دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود.
دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند.

+ نوشته شده در  85/12/23ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست .او از کسانی بود که همیشه نامش در سینما باقی است.

فرزند او که جرالدین نام دارد استعداد بازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند . چند سال پیش وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند.
جرالدین، دخترم ، اینجا شب است ، یک شب نوئل ، در قلعه کوچک من همه این سپاهیان بی سلاح خفته اند و نه برادر و خواهرت و حتی مادرت ، به زحمت توانستم بی آنکه این پرندگان خفته را بیدار کنم ، خودم را به این اطاق کوچک نیمه روشن ، به این اطاق پیش از مرگ برسانم . من از تو بسی دورم ، خیلی دور ، اما چشمانم کور باد اگر یک لحظه تصویر تو را از چشمخانه من دور کنند ، تصویر تو آنجا روی میز هم هست ، تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست ، اما تو کجایی ، آنجا ، در پاریس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه تئاتر شانزه لیزه هنر نمایی می کنی!
این را می دانم و چنان است که گویی در این سکوت شبانگاهی آهنگ قدمهایت را می شنوم و در آن ظلمات زمستانی ، برق ستارگان چشمانت را می بینم ، شنیده ام نقش تو در این نمایش پر نور و پر شکوه ، نقش آن شاهدخت ایرانی است که اسیر تاتارها شده است . شاهزاده خانم باش و بمان ، ستاره باش و بدرخش ، اما اگر قهقهه تحسین آمیز تماشاگران ، عطر مستی آور گلهایی که برایت فرستاده اند ، ترا فرصت هوشیاری داد در گوشه ای بنشین ، نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار، من پدر تو هستم جرالدین! ......
من چارلی هستم ! من دلقک پیری بیش نیستم ! امروز نوبت توست ، من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم و تو در جامه ی حریر شاهزادگان می رقصی ! این رقص ها و بیشتر از آن صدای کف زدن های تماشاگران گاه ترا به آسمانها خواهد برد، برو! آنجا هم برو ! اما گاهی نیز بروی زمین بیا و زندگی مردمان را تماشا کن ، زندگی آن رقاصان دوره گرد کوچه های تاریک را که با شکم گرسنه می رقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد ، من یکی از اینان بودم جرالدین ! .....
در آن شب های دور قصه ها با تو گفتم ، اما قصه خود را هرگز نگفتم ، این داستانی شنیدنی است ، داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترین محلات لندن آواز می خواند و می رقصید و صدقه جمع می کرد . این داستان من است ، من طعم گرسنگی را چشیده ام ، من درد بی خانمانی را کشیده ام و از این ها بیشتر ، من رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زد اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند احساس کرده ام ، با اینهمه من زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند نباید حرفی زد.
با همین نام چهل سال بیشتر مردم روی زمین را خنداندم و بیشتر از آنچه آنان خندیدند خود گریستم .......گاه به گاه با اتوبوس یا مترو شهر را بگرد ، مردم را نگاه کن ، زنان بیوه و کودکان یتیم را نگاه کن ، و دست کم روزی یکبار با خود بگو ، " من هم یکی از آنان هستم " ، آره تو یکی از آنها هستی دخترم نه بیشتر! هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به انسان بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند، ...... همیشه وقتی 2 فرانک خرج می کنی با خود بگو سومین سکه مال من نیست ، این باید مال یک مرد گمنام باشد که امشب به یک فرانک نیاز دارد . اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم برای آن است که از نیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم ، من زمانی دراز در سیرک زیسته ام و همیشه و هر لحظه به خاطر بند بازانی که از ریسمانی بس نازک راه می روند نگران بوده ام ، اما این حقیقت را با تو بگویم دخترم ، مردمان ، روی زمین استوار بیشتر از بند بازان روی ریسمان نااستوار سقوط می کنند ، شاید شبی درخشش گران بهاترین الماس این جهان ترا فریب دهد ، آن شب، این الماس، ریسمان نا استوار تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است ، ...
.... خون من در رگ های توست و امیدوارم حتی آن زمان که خون در رگهای من می خشکد ، چارلی را ، پدرت را ، فراموش نکنی ، من فرشته نبودم اما تا آنجا که در توان من بود تلاش کردم تا آدم باشم . تو نیز تلاش کن که حقیقتا آدم باشی ، رویت را می بوسم.

+ نوشته شده در  85/12/21ساعت 10:19 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

هرگز ذهن خويش را با اين افكار كه من عوض شدني نيستم، اينجوري به دنيا آمده ام،زندگيم با اين حرفها تغيير نمي كند و يا وضع من با ديگران فرق دارد آلوده نسازيد، زيرا انديشه منفي همواره به نتايج منفي مي انجامد.

+ نوشته شده در  85/12/21ساعت 8:50 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

هر كاري را كه امروز قادر به انجامش هستيدبه فردا موكول نكنيد.امروز همان فردايي است كه ديروز منتظرش بوديد

+ نوشته شده در  85/12/21ساعت 8:47 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

اين مقاله با نيازهاي اساسي زنان و مردان بطور كاملا علمي و روانشناسانه آشنا خواهيد شد

1- مردان خواهان موفقيت بوده، زنان نياز به تعلق پذيري دارند.
2- زنان روحيه لطيف و حساس تري داشته و نياز دارند احساسات خود را بزبان بياورند، در پاسخ مردان ميخواهند راه گشا و منجي باشند.
3- مردان به شغلشان به ديد جزئي از وجودشان مينگرند، زنان به خانواده خود چنين نگرشي دارند.
4- مردان بيشتر هدف گرا بوده، اما زنان بيشتر گرايش به برآورده شدن نيازهاي فعلي زندگي خود دارند.
5- تصميم گيري مردان بيشتر بر پايه انديشه بوده، اما زنان بيشتر احساسي و با درك مستقيم تصميم ميگيرند.
6-مردان جسم گرا و زنان رابطه گرا ميباشند.

نيازهاي مردان:
1- يك شريك جنسي خوب.
2- يك همدم اهل تفريح.
3- يك همسر جذاب.
4- يك منزل دنج و آرام.
5- تحسين، احترام، اعتبار، همكاري، پذيرش.
6- يك همسر حمايت كننده و مشوق.
7-يك همسر وفادار.
* شكست = هراس مردان.
* آينه مرد = شغل +همسر (در واقع ميزان عزت نفس و احترامي كه مرد براي خود قائل است به ميزان احترام و ارزشي است كه همسر آن مرد براي وي قائل ميباشد)

نيازهاي زنان:
1-عطوفت و مهر ورزي.
2- گفتگو و درد دلهاي صميمانه. ارتباط تعاملي و همدلانه.
3-صداقت و صراحت.
4-حمايت مالي.
5-همسري كه خانواده اولويت زندگي وي باشد.
6- همسري دلسوز، محافظت كننده، پشتيبان.
7- امنيت، اعتماد بنفس و تائيد.
8-يك همسر وفادار و متعهد.
9-جدي گرفتن مشكلات كوچك آنها.
10- توجه و رغبت نشان دادن به احساسات، عقايد، پيشنهادات و كارهاي روزمره آنها.
11-احساس اينكه آنها يك شريك عشق ورزي ميباشند و نه تنها يك ابزاري جنسي.
12-قدرداني از زحمات آنها.
13-همسري كه در حضور ديگران به آنها احترام گذاشته و به وجودشان ببالد. v 14- بخشي از زندگي شوهر خود بودن: همسري كه اهداف و مسائل شغلي خود را با آنها در ميان مي گذارد.
15- نزديكي: در آغوش گرفتن آنها.
16- پذيرش آنها همانگونه كه هستند. به آنها اجازه دهيم تا كامل نباشند و زيبايي ظاهري، شخصيت و موفقيتهاي آنها را تصديق كنيم.
17-همسري كه پدر خوبي براي فرزندان آنها باشد.
18-يك هديه كوچك و يا يك يادداشت عاشقانه از سوي همسران خود.
19-يك مرد با اعتماد بنفس.
20- يك مرد قدرتمند (از لحاظ جسمي، مالي و يا شخصيتي) اما در عين حال مهربان.

نكته آخر:
زنان با برقراري رابطه جنسي ميخواهند به عشق برسند. اما مردان با عشق ورزي ميخواهند به رابطه جنسي برسند.

+ نوشته شده در  85/12/21ساعت 8:46 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

موردی برای نگرانی وجود ندارد – هیچ وقت! چه بر اوضاع مسلط باشی چه نباشی. اگر بر اوضاع تسلط داری، بر خودت نیز مسلط باش. اگر نداری، از دستت رفته است. انرژی ات را با نگرانی هدر نده.
+ نوشته شده در  85/12/21ساعت 8:35 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

افراد آرام دائم به خود می گویند که برای تغییر گذشته کاری نمی توان انجام داد پس باید از ادامه زندگی لذت برد.

1- جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه کنید.
2- افراد آرام دائم به خود می گویند که برای تغییر گذشته کاری نمی توان انجام داد پس باید از ادامه زندگی لذت برد.
3- حداقل روزی 15 دقیقه را در سکوت کامل بگذرانید و به آنچه که می خواهید در زندگی به دست آورید فکر کنید.
4- هنگامی که احساس می کنید ذهنتان پر از افکار گوناگون است و هیچ جای خالی در آن وجود ندارد با قدم زدن سعی کنید ذهن خودتان را خالی کنید.
5- به کودکان نگاه کنید و ببینید چگونه از زندگی لذت می برند. زندگی با آرامش را از کودکان یاد بگیرید.
6- سعی کنید به داشته های خود قناعت کنیدو در این صورت احساس رضایت بیشتری از زندگی خواهید کرد.
7- اکسیژن باعث می شود مغز شما بهتر فعالیت کند. پس در محل زندگی و کار خود گیاه نگاه دارید.
8- این همه عجله برای چیست؟ به یاد داشته باشید سرعت حرکت شما با احساس شما رابطه مستقیمی داردو پس سعی کنید عجول و شتابزده نباشید.
9- شوخی روش خوبی برای رسیدن به آرامش است . پس شوخی طبع باشید. 10- لحظات زیبای زندگیتان را بایگانی کنید. سعی کنید از این لحظات فیلم و عکس تهیه کنید و در لحظات ناراحتی به آن نگاه کنید تا به یاد بیاورید زندگی همیشه برای شما تلخ و دشوار نبوده است.
11- آرام سخن گفتن باعث می شود ظربان قلب و تنفس شما کم شود و این پایین آمدن ضربان قلب آرامش بیشتری به شما می دهد.
12- شاد کردن دیگران باعث می شود احساس و انرژی مثبتی به شما منتقل شود.
13- هر چند وقت یک بار ساعتتان را باز کنید و اجاره بدهید از شر فشار زمان نجات پیدا کنید.
14- مسافرت به شما کمک خواهد کرد تا برای مدتی فکر شما آزاد باشد واثرات مسافرت پس از برگشت به خوبی در زندگی روزمره شما نمایان خواهد شد.
15- دیگران را ببخشید. زیرا بخشش و شاد کردن دیگران یکی از مسائل زندگی بخش است.
16- سعی کنید در هنگام عصبانیت خود را به گونه ای تخلیه کنید . مثلا به بالای پشت بام بروید و فریاد بکشید
17- لباسهای راحت و گشاد باعث آرامش می شوند.
18- سعی کنید به موقع غذا بخورید و از غذا خوردن لذت ببرید. زیرا غذا خوردن باعث آرامش سیستم عصبی می شود.

+ نوشته شده در  85/12/21ساعت 8:32 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

سلام .هیچ می دونستید که یکی از ضرر های بزرگی که آدم می تونه به خودش بزنه اینه که در مورد یک مسئله ای که پیش اومده و گذشته و تموم شده اینقدر فکر های بد می کنه که یواش یواش هم خودش روحیش تخریب میشه و هم اطرافیانش رو از دست خودش و رفتارهاش بیزار میکنه . گذشته ، گذشته . شما باید یک عکس العملی انجام می دادید حالا اگه اون کاری رو که می خواستید نتونستید انجام بدید دیگه فکر کردن در مورد اون هیچ کمکی به شما نمی کنه به جز اینکه هر روز بیشتر و بیشتر عصبی تر و ناراحت تر میشید ( بابا بی خیال آینده رو بچسب ) ‌،راستی یه چیز دیگه همیشه تو مواقع ترس، ناامیدی و اضطراب در مورد یک مسئله خاصی به این فکر کنید که اگه اون اتفاق بیفته بدترین ضرری که میبینید و یا اطرافیانتون میبینند چیه ؟؟؟ مطمئن باشید وقتی به یک جواب کامل رسیدید دیگه هیچ ترس و اضطرابی از اون قضیه نخواهید داشت. چون با واقعیت روبرو شدید و فقط کافیه دنبال راه چاره باشید اما این دفعه بدون نگرانی...................... 
+ نوشته شده در  85/12/21ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط بهروز  | 

  1. خالی ترین ظرف ها بلندترین صداها را میدهد .        ( آلمانی )

    ۲. پول به عقلا خدمت می کند و بر احمقان حکومت .      (فرانسوی )

    ۳. پرنده های خوردنی زیاد عمر نمی کنند .!                  (بلغاری )

    ۴. به من رفیقی بده که با من گریه کند . دوستی که با من بخندد را خودم پیدایش میکنم .          ( طبرستانی)

    ۵. بهترین توبه خودداری از ارتکاب به گناه است .            ( آلمانی )

    ۶. بسیاری از افراد در موقعی که برنده میشوند می بازند . و بسیاری دیگر وقتی که می بازند برنده  میشوند .        ( آلمانی )                    

+ نوشته شده در  85/12/19ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط بهروز  | 

شايد تا الان به اين مسئله برخورد كرده باشيد كه آدمهاي منفي باف و هميشه از زندگي ناراضي ، چهرشون از دور مشخص مي كنه كه چه شخصيتي دارند .هميشه و دائم در حال كفر گفتن ً ناشكري ، عصبانيت پرخاشگري ، ابروهاي درهم رفته ، پيشوني كامل خط خطي دارن ، هيچ وقت در مورد يك مسئله جديد و يا حتي قديمي نظر اولشون مثبت نيست ، دوست دارن همه نظر اونها رو قبول كنند و در واقع مي خواهند با اين منفي بافي از بروز مشكلات و اعتماد كردن به مسائل مختلف جلوگيري كنند . اينها رو گفتم كه بدونيد اگه به يه همچين آدمي برخورديد خيلي سريع طرف رو بژيچونيد و در بريد وگرنه تو همون چند ثانيه اي كه باهاش هستيد هم حالتونو با حرف هاش ميگيره هم وقتتون رو طلف مي كنه .   

+ نوشته شده در  85/12/18ساعت 1:34 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

نمی دونم تا حالا براتون ژیش اومده یا نه نشستید خونه هیچ کاری واسه انجام دادن ندارید واقعا ادم دیوونه می شه خوب هر کسی توی اون لحظه یه کاری انجام میده تا خودش رو سر گرم کنه ولی خداییش یه چیزی میگم نگید نه نمیشه تو این جور مواقع اصلاْ برای وقت رو گذروندن به خوابیدن اونم طولانی مدت رو نیارید یکی از بدترین چیزها برای از بین بردن روحیه ما همین خوابیدن بی موقع هستش اگه می خواید بخوابید ایرادی نداره ولی فقط یک چرت نیم ساعته اونم فقط وقتی خسته اید همین و بس .................

+ نوشته شده در  85/12/17ساعت 10:8 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

نكته ها:

 

ý     هدفي را انتخاب كنيد كه ضمن فراهم ساختن رفاه و آسايش ، به شما خوشي و نشاط بخشد و به دور از چشم و همچشمي و رقابت باشد .

ý     انتخاب هدف نياز به انديشه و تفكر دارد .

ý     هيچ وقت براي تغيير تصميمتان دير نيست .

ý     توجه به توصيه هاي نابجاي اطرافيان و اهميت دادن به پيشداوريهاي جامعه در مورد ارزش و اعتبار يك حرفه خاص مانع از انتخاب صحيح مي شود.

ý     (( علاقه به كار ))، (( نداشتن تضاد )) ، (( يكدله بودن )) و (( به دنبال كارهاي متعدد نرفتن )) چهار عامل اساسي و مهم در جهت نيل به موفقيت مي باشد .

+ نوشته شده در  85/12/14ساعت 10:34 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

نميدونم تا حالا به بخش نظر سنجي سايت رفتيد و نظر داديد يا نه ولي من خودم روزي كه اين بخش رو براي سايت قرار دادم تصميم گرفتم كه بعد از 100 تا جواب اون رو ببندم و نتايج اون رو كامل اعلام كنم . البته فعلاً تنها يك جواب در صدر جواب ها قرار داره كه منم انتظارم همين بود ولي تو جواب 2 و 3 مثل اينكه ما يه كم مسئله داريم ......... خوب اگه دوست داريد جواب سريع تر در بياد و از نتيجه فعلي نظر سنجي اطلاع پيدا كنيد به اين قسمت بريد و نظرتون رو بزاريد.    با تشكر بهروز

+ نوشته شده در  85/12/13ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

راههاي ساده و عملي زير به شما در تقويت اعتماد به نفس ياري خواهند رساند :

 

  1. افكارتان را پيشاپيش بر موفقيت متمركز كنيد .
  2. با تمركز بر استعداد ، توانايي و امكانات خود نيروهاي درونيتان را تقويت كنيد .
  3. سعي كنيد با تكرار كلمات اميد بخش و دلگرم كننده روحيه خود را از هر لحاظ قويتر سازيد .
  4. در پي هدفتان باشيد و فكر تآييد از جانب ديگران را از خود دور كنيد .
  5. از شكست هراسي به دل راه ندهيد ، زيرا شكست آغاز پيروزي است .
  6. اميد و ايمان را باور داشته باشيد و آن را شعار خويش سازيد .
  7. دائماً به خود تلقين كنيد كه من مي توانم راه حل هر مشكلي را پيدا كنم .
  8. از ميان هدفهايتان آن را برگزينيد كه اميد بيشتري به موفقيتش داريد .
براي رفع هر مشكل به مغزتان رجوع كنيد و از آن كمك بخواهيد .
+ نوشته شده در  85/12/11ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط بهروز  | 

دارم به این فکر می کنم که واقعاْ چرا همیشه شانس با آدمهای موفق یار میشه.شاید اونها همیشه دنبال شانس هستند شاید نعل اسبی چیزی بهشون آویزونه ؟؟؟؟؟؟ نــــــــــــــــــــــــــــــه هیچ کدوم اینها نیست ما تعریفمون از شانس و اقبال اشتباه هستش. شانس واقبال به معنی واقعی یعنی استفاده کردن از فرصت های خوب که همیشه به در خونه همه ما آدمها می آید ولی فقط بعضی هامون ازش استفاده می کنیم . اونوقت هم به طرف می گن شانس آورده .......

                             چشم ها را باید شست              جور دیگر باید دید

+ نوشته شده در  85/12/11ساعت 1:9 قبل از ظهر  توسط بهروز  |